حسين فاطمى

125

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

بندگى كن آل ياسين را به‌جان تا روز حشر * همچو بىدينان نبايد روى اصفر داشتن « 1 » زيور ديوان خود ساز اين مناقب را از آنك * چاره نبود نو عروسان راز زيور داشتن اثر طبع استاد الحكماء و الفلاسفه آميرزا محمود شاطر آقا بزرگ قمى درباره فاطمه ( س ) اى مهين بانوى نُه خانه خلاق قِدَم * سِرّ ناموس رسول مدنى خاتم اى تو خاتون همه كشور ملك و ملكوت * اى تو بانوى همه ملك عرب تا به عجم اى فروزان فر امكان ز سر دوش انداز * گر نبودى تو جهان بود گروگان عدم اى تو آن دختر زيبا كه به زيبايى تو * مادر دهر نياورد و نيارد به شكم دختر اين گونه به صلب ازليّت ناياب * نيست فرزند چنين قدرت حق را برحم نه به پشت قدم اين نقش و نه در بطن حدوت * پس از اين نقش مجرد فلقد جفّ قلم تو اگر سلسله جنبان نشدى پيچ نبود * كى به هستى ز عدم خانه كسى داشت قدم ؟ مطلع شمس جمال و أفق ماه جلال * مشرق سرّ وجود و فلك خُلق و شيم چادر عفت و از بارقهء نور خدا * پرده عصمت و از اقمشه شهر قدم بطن در بطن همه بارقه نور ازل * صلب در صلب همه لامعه علم و كرم مام در مام همه صاحب جاه و حشمت * باب در باب همه قبله حاجات امم دوده در دوده همه مظهر انوار خدا * پشت در پشت همه معدن الطاف و نعم پدران تو همه يكه سواران وجود * مادران تو همه صاحب اعزاز و حشم پسران تو بزرگان همه كون و مكان * ابن در ابن همه شمس ضحى بَدر ظُلَم شمس از پرتو تو جلوه‌گر كون و مكان * ماه از جلوهء تو بر سر چرخش پرچم اى كه روح تنت از روح و تن ختم رسل * در سراپاى تو پا و سر احمد مدغم « و من آذاك قد آذاي » محمّد فرمود * روح در روح ، بدن در بدن آغشته به هم اين چنين نسخه دگر نسخه نويس ايجاد * نه رقم كرد و نه خواهد پس از اين كرد رقم اى لبت روح ببخشا به مسيح و جبرئيل * اى دمت فارج همّ و نفست كاشف غم بشرى صورت و آن سوىترى در سيرت * ز آب و خاك دگر و نوع دگر از آدم

--> ( 1 ) . انيس الادباء ص 145 و ديوان سنائى .